الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
294
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بوده بخواهد بر جاى پيغمبر اكرم تكيه زند و لباس خلافت او را در تن بپوشد . به گفتهء ابن ابىالحديد اگر ما سخنان شيعه را دربارهء نصب على عليه السلام به خلافت در غدير خم را قبول نكنيم - كه نمىكنيم - پيامبر سخنان فراوانى در هزار مورد دربارهء على بيان فرمود كه مقدم بودن او را بر سايرين روشن مىسازد ؛ از جملهء اينكه فرمود : « حَرْبُكَ حَرْبى ؛ جنگ با تو جنگ با من است » و فرمود : « أنا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتَ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتَ أللَّهُمَّ عادِ مَنْ عاداهُ وَوالِ مَنْ والاهُ ؛ من با كسى كه با تو سر جنگ داشته باشد سر جنگ دارم و با هركس صلح كنى صلح مىكنم خداوندا ! آن كس كه او را دوست دارد دوست بدار و آن كس كه او را دشمن دارد دشمن بدار » « 1 » آيا همهء اين امور را ناديده گرفتن و به فراموشى سپردن چيزى جز ضلال مبين است ؟ ! جملهء امام « فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ . . . » برگرفته از تعبير قرآن مجيد است كه در سورهء يونس بعد از بيان نعمتهاى واضح خداوند مىفرمايد : « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » . « 2 » در ذيل نامهء 16 ( جلد نهم همين كتاب ) اين جمله را از حسن بصرى نقل كرديم كه مىگفت : چهار چيز در معاويه بود كه حتى اگر تنها يكى از آنها را داشت ، موجب هلاكت ( اخروى ) وى مىشد : نخست اينكه امر حكومت را با شمشير به دست گرفت در حالى كه بقاياى صحابه و صاحبان فضيلت كه از او برتر بودند وجود داشتند . دوم اينكه فرزند شراب خوارش را كه لباس ابريشمين مىپوشيد و طنبور مىزد ، خليفهء بعد از خود كرد . سوم اينكه ادعا كرد زياد برادر من است در حالى كه پيغمبر فرموده بود : فرزند به پدر رسميش ملحق مىشود و نصيب فرد زناكار سنگ است . چهارم اينكه حجر بن عدى ( آن مرد پاك ايمان )
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 24 ( 2 ) . يونس ، آيهء 32